پخش زنده
امروز: -
در سالروز شهادت شهید مجید شهریاری، دانشمند برجسته هستهای ایران، بازخوانی ریشههای تاریخی و امنیتی ترورهای هدفمند علیه نخبگان علمی کشور اهمیت دوچندان مییابد. ترورهایی که فراتر از یک عملیات، بازتاب اندیشهای خشونتمحور در ساختار امنیتی رژیم صهیونی است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، هشتم آذرماه ۱۳۸۹، دو موتورسوار با نزدیک شدن به خودروی «مجید شهریاری» وی را هدف حمله قرار داده و به شهادت رساندند. این فیزیکدان متخصص، متقی و ساده زیست، از کودکی با قرآن و حدیث مأنوس بود و در کلاسهای آیتالله سلیمی در زنجان شرکت میکرد. آیتالله جوادی آملی او را «شهیدِ شاهد» مینامد و راز موفقیت او و دیگر دانشمندان شهید را «پیبردن به حقیقت علم، هجرت از علم به معلوم و ترغیب دیگران به این هجرت» میداند؛ انسانهایی که «چنان مقتدرند که در مصاف مرگ، پیروز میشوند و مرگ را میمیرانند و خود برای همیشه زنده میمانند.»
شهادت شهریاری ادامه روند مقابله رژیم صهیونیستی با پیشرفتهای علمی ایران بود؛ الگویی که از حذف فیزیکی تا عملیات سایبری مانند ویروس «استاکسنت» را شامل میشد.
داگان و تفکر سازمانیافته ترور
«مئیر داگان»، رئیس موساد از ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰، معمار بسیاری از ترورهای هستهای ایران شناخته میشود. شهادت مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری و نیز اقدام ناکام علیه شهید فریدون عباسی در دوره ریاست وی رقم خورد.
اما محدود کردن این اقدامات به یک شخص یا حتی یک سازمان، تصویر درستی از واقعیت نیست. زیرا ترور هدفمند بخشی از راهبرد امنیتی نهادینهشده رژیم صهیونی است. راهبردی که در موارد متعدد دانشمندان کشورهایی همچون عراق، سوریه، تونس، غزه و حتی اروپا را نیز هدف قرار داده است. «عبدالرحمن رسول»، «سلمان رشید» و «یحیی المشد»، «عزیز اسبر»، «محمد الزواری»، «فادی البطش» و حتی «ولفگانگ پیلز» از آن جملهاند.
از این رو انتساب این سلسله عملیات به یک فرد یا یک سازمان، ساده انگاری و سادهسازی واقعیت است. چرا که ترور هدفمند در رژیم صهیونی ماحصل یک رویکرد شخصی و سازمانی نیست، بلکه محصول یک تفکر امنیتیِ نهادینه شده، میباشد.
سازوکار ترور
ترور در رژیم صهیونی یک فرآیند چند مرحلهای و شبکهای است. تصمیمگیری در اینباره معمولاً با مشارکت موساد، ارتش و شوراهای امنیتی انجام میشود. گزارشهای متعدد نشان میدهد که بسیاری از عملیاتها محصول همکاری سازمانهای امنیتی و سیاسی در سطوح مختلف است. رژیم صهیونیستی با این ساختار لایهلایه و شبکهای، ترورهای هدفمند و خشونت آمیز را در نقاط مختلف جهان طراحی و اجرا میکند.
تاریخچهای مملو از خشونت و ترور
رژیم صهیونیستی بر بنیان گروههای مسلح اولیه صهیونیسم مانند هاگانا، ایرگون و لِحی شکل گرفته است. گروههایی که مسئول جنایتهایی مانند کشتار «دیر یاسین» هستند. پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سال ۱۹۴۸، این گروهها در ارتش و سازمانهای امنیتی ادغام شده و تفکر حذف فیزیکی را در کلیتِ این رژیم، نهادینه کردند. در کتاب مشهور «برخیز و اول بکش» نوشته «رونن برگمن»، صدها عملیات ترور از ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی تا امروز مستند شده است.
بر همین مبنا، دکتر «جوزف مسعد»، استاد دانشگاه کلمبیا، این نگرش را «عادیسازی جنگ برای ایجاد صلح» مینامد؛ همانگونه که حمله ۱۹۸۲ صهیونیستها به لبنان با ۲۰ هزار کشته غیرنظامی «عملیات صلح برای الجلیل» نام گرفت!.
نقطه اوج سیاستِ ترور
جنگ ۱۲ روزه را میتوان ترکیبی از سه مؤلفه؛ ترور فیزیکی دانشمندان و فرماندهان، حملات اطلاعاتی و سایبری، و بمباران گسترده تأسیسات هستهای، دفاعی و مسکونی ایران ارزیابی کرد.
از این منظر، هدف رژیم صهیونی از این جنگ؛ جایگزین کردن «حذف ساختاری» به جای «حذف تدریجی» بود که در ادامه مسیر ترورها، با شدت و مقیاس بالاتر صورت گرفت. سران رژیم جعلی اسرائیل که حذف نخبگان و حتی فرماندهان را برای تغییر ساختاری کافی ندیدند، به بمباران زیرساختها و حتی مراکز عمومی و خدماتی روی آوردند.
جنگ ترکیبیِ ۱۲ روزه، هر چند نتیجه یک راهبرد بلندمدت امنیتی و اطلاعاتی دشمن بود که با ترورهای هدفمند و تدریجی آغاز شد و با بمباران مناطق مسکونی به نقطه اوج خود رسید، اما در نهایت و بر خلاف تحلیل رژیم صهیونی و متحدانش؛ «برنامه ریزی ۲۰ ساله دشمن برای شکست ایران، ناکام ماند».
جمعبندی
ترور شهید مجید شهریاری و دیگر دانشمندان هستهای که با هدف اخلال و زمین گیر کردن فعالیتهای صلح آمیز هستهای از سوی رژیم تروریستیِ صهیونی به وقوع پیوست، تنها یک حادثه مقطعی نبوده و نیست، بلکه نمود عینی یک راهبرد امنیتی نهادینهشده در «منفورترین سازمان و باند حاکم در دنیا» است که ریشه در تاریخ خشونتِ سازمانیافته، دارد. این ترورها، فراتر از اقدامات فردی، حاصل سازوکار پیچیده و سازمانی موساد، ارتش و سازمانهای امنیتی رژیم صهیونیستی و نشاندهنده به کارگیری خشونت و حذف فیزیکی مخالفان از سوی شبکهای پیچیده است. سیاست «ترور هدفمند» در سیاست امنیتی رژیم صهیونی جایگاه ثابت دارد و به عنوان راهبردی چند لایه محسوب میشود.
تجربههای مشابه در دیگر کشورها و مستندات تاریخی و پژوهشی، تأکید میکند که مقابله با این تهدیدات نیازمند تقویت ساختارهای دفاعی، امنیتی و ضد جاسوسی در کشور و بهره گیری از استراتژی دفاعی چندلایه است. از این رو به کارگیری راهبردی مستقل و مستحکم برای حفاظت از نخبگان علمی و دیگر سرمایههای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از ضروریات است.
نویسنده و پژوهشگر: فرشته مقدم